خال گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خال گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) خال بر روی بشره گذاشتن مرتزیین را. ◄ نقطه بر چیزی گذاشتن . ◄ لکه ٔ بدنامی بر کسی نهادن . نسبت فساد بکسی دادن . بدنام کردن . ◄ شروع بفاسد شدن میوه . لک آوردن میوه .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خال گذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) خال بر روی بشره گذاشتن مرتزیین را. ◄ نقطه بر چیزی گذاشتن . ◄ لکه ٔ بدنامی بر کسی نهادن . نسبت فساد بکسی دادن . بدنام کردن . ◄ شروع بفاسد شدن میوه . لک آوردن میوه .