خالسیداس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالسیداس . [ دِ اُ ] (اِخ ) نام نماینده ٔ اسپارت است که با تیسافرن (والی لیدیه از طرف داریوش ) معاهده بست و مضمون آن معاهده چنانکه توسیدیدمی گوید چنین بوده است : ١ - تمام ممالک و شهرهائی که در تصرف شاه اند یا متعلق به اجداد او بوده اند در تحت اطاعت او باقی خواهند ماند. ٢ - شاه و لاسدمونیها ومتحدین آنها مانع خواهند شد از اینکه آتنی ها از این شهرها که منبع عایدات آنهاست، چیزی به هر اسم و رسم که باشد دریافت دارند. ٣ - شاه و لاسدمونیها و متحدین آنان معاً با آتنی ها جنگ خواهند کرد و جائز نخواهدبود که شاه یا لاسدمونیها و یا متحدین آنان بی رضایت یکدیگر با آتنی ها صلح کنند. ٤ - اگر کسانی از اتباع شاه بر ضد او باشند، دشمن لاسدمونیها و متحدین آنان نیز بشمار خواهند رفت . ٥ - اگر کسانی از اتباع لاسدمونیها برضد آنان قیام کنند دشمن شاه نیز محسوب خواهند شد (٤١٤ ق . م .). (از ایران باستان ج ٢ ص ٩٦٥، ٩٦٦).