خالو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) دایی، برادر مادر.مترادفها و واژههای مرتبطخال، دایی ≠ عمو، خالهسورناواژه قبلی: خاله زنکواژه بعدی: خالکوبی