خالی داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی داشتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) تهی داشتن : اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی . سعدی (گلستان ). ◄ خلوت کردن با : امیر از سرای برآمد و بر ایشان خالی داشت تا نماز دیگر. (تاریخ بیهقی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خالی داشتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) تهی داشتن : اندرون از طعام خالی دار تا در او نور معرفت بینی . سعدی (گلستان ). ◄ خلوت کردن با : امیر از سرای برآمد و بر ایشان خالی داشت تا نماز دیگر. (تاریخ بیهقی ).