خام کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خام کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از محو کردن و برطرف نمودن باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). برهم زدن : خام کن پخته ٔتدبیرها عذرپذیرنده ٔ تقصیرها. نظامی (ازآنندراج ). ♦ کسی را خام کردن ؛ کسی را غافل کردن . کسی را بغفلت انداختن .