خانان شیبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانان شیبان . [ ن ِ ] (اِخ ) قلمروشان ناحیه ٔ ازبک نشین (بین انهار اورال و چو)، ایشان گاهی نیز بمقام خانی قبایل سیراردو رسیده اند و از حدود ١٢٢٦ تا ١٦٥٦ م . خان یا تزار تیومن و از ١٥٠٠ تا ١٨٦٨ م . امیر بخارا و از ١٥١٥ تا ١٨٧٢ خان خیوه بوده اند. موقعی که در سال ١١٤٠ م . باتو بمجارستان حمله برد برادرش شیبان با او بود و چون از خود کفایت و لیاقت بروز داد، باتو نه تنها او را عنوان پادشاهی مجارستان که مقامی اسمی بود داد، بلکه مساکن یک عده از قبایل شمالی خانات اردا را هم به او واگذاشت . شیبان تابستانها از حدود کوههای اورال به اطراف انهار «ایلک » و «ارقیز» و زمستانها بحدود مجاری «سیر» و «چو» و «ساری سو» میرفت . پشت ششم او منگوتیمور با ازبک خان کل سیراردو معاصر بود و قبایل خاندان شیبان از آن تاریخ به بعد به ازبکان مشهور شد و این اسم بر روی ایشان ماند و بعدها به این اسم شهرت پیدا کرد. بعد از انقراض خاندان باتو چند نفر از خانان شیبان بمقام خانی کل رسیدند و در دوره ٔ دوم ایام منازعات خاندانهای متخاصم یعنی بعد از طرد توقتمش درویش خان و سیداحمد به احتمال قوی نماینده ٔ خانان شیبانی بوده اند. شعبه ٔ اصلی خاندان شیبانی در اردوگاه اولی خود ماندند و عنوان تزازهای تیومن را پیدا کردند و ایشان گاهی نیز برقسمت عظیمی از سیبریا مسلط بودند و اگرچه تا ١٦٥٩ م . یعنی تا موقعی که قبایل قلموق مساکنشان را متصرف شدند وجود داشتند ولی مدتها قبل از این تاریخ اعتبارشان از دست رفته و فقط اسمی از ایشان برجا بود. از این شعبه مهمتر فرزندان پولاد پسر منگوتیمورند که یک بار هم بمقام خانی کل سیراردو رسیده اند. دو پسر پولاد ابراهیم و عربشاه بترتیب جد خانات بخارا و خانات خوارزم و خیوه اند. خانات اول را محمد شیبانی نواده ٔ ابوالخیرخان تأسیس کرد و ابوالخیرخان خود نواده ٔ ابراهیم است که در ١٥٠٠ م . میزیسته . خانات بخارا تا ایام اخیر باقی بود و کائوفمان سردار روس آن را در سال ١٢٨٥ هَ . ق . مطابق ١٨٦٨ م . تحت تبعیت روسیه درآورد. عربشاه مؤسس خانات خیوه اگر چه بمقام خانی کل سیراردو نرسید، ولی سکه ای از او در دست است که قبل از هجوم توقتمش در دشت قبچاق ضرب شده است . پنجمین پشت او ایلبرس خان پس از مرگ محمد شیبانی ظاهراً در حدود ٩٢١ هَ . ق . (١٥١٥ م .) تمام ماوراءالنهر را بقوه ٔ قهریه بتصرف خود آورد و فرزندان او تا این اواخر بخانات خیوه معروف بودند ولی از تاریخ ١٢٨٩هَ . ق . (١٨٧٢ م .) به بعد روسیه ایشان را تحت تبعیت خود آورده بود. در خاتمه باید گفت که پسر دیگر جوجی بنام تِوال که بر قبایل پِچِنگ ریاست داشت در جنوب روسیه یعنی حوالی شط بوگ متولی بود و او جد «نوگای » است که در امور قبایل سیراردو دخالت عظیم داشت . پس از مناقشه با «توقتو» و منهزم شدن طوایف خود که به قبایل «نوگای » معروف شده اند بحوالی ولگا آمد و اراضی بین شطوط ولگا و یمبا را اردوگاه خویش قرارداد. تاریخ این اردوگاه کاملاً بدست نیامد و بیشتر آن در کوچ کردن از محلی بمحل دیگر گذشته است . (از طبقات سلاطین اسلام تألیف لین پول ترجمه ٔ عباس اقبال صص ١٩٨ - ٢١٤).