خانسامان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانسامان . (اِ مرکب ) صاحب سامان . ◄ ناظر. ناظری که شغلش تهیه ٔ میز و سفره ٔ بزرگان باشد . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ صاحب ثروت . متمول : اثر بکشور عشق تو خانسامان است . _(l٥٠k)_ اثر. (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانسامان . (اِ مرکب ) صاحب سامان . ◄ ناظر. ناظری که شغلش تهیه ٔ میز و سفره ٔ بزرگان باشد . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ صاحب ثروت . متمول : اثر بکشور عشق تو خانسامان است . _(l٥٠k)_ اثر. (از آنندراج ).