خانه نشین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. نِ) (ص فا.) منزوی، گوشه - نشین.مترادفها و واژههای مرتبطبازنشسته، بازنشست، متقاعدزمینگیر ≠ سرپا، قبراقبیکار، بیکارهواژه قبلی: خانه شاگردواژه بعدی: خانواده