خانچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خانچه . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان دره گز که در سه هزارگزی جنوب باختری دره گز قرار دارد. ناحیه ای است واقع درجلگه، با آب و هوای معتدل . دارای ٣٨ تن سکنه است که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی و ترکی میباشد. این ده از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و پنبه است . اهالی بزراعت گذران میکنند. و راه آنجا مالرو و راه فرعی بشوسه نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
خانچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) کاروانسرای . خانه و سرای کوچک را گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (فرهنگ شعوری ج ١ ص ٣٧٨) (ناظم الاطباء). ◄ طبقی باشد از چوب که آن را نقاشی کرده باشند و به این معنی با «واو» معدوله هم آمده است که خوانچه باشد. (برهان قاطع)(آنندراج ) (ناظم الاطباء) : گفتم آوازه ٔ خانچه ٔ او همه ٔ خراسان گرفته . گفتند: صدای چرخ ابریشم تو به لاهیجان و استرآباد رسیده . (نظام قاری ص ١٣٢).