خاول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاول . [ وُ ] (اِ) مورچه را گویند که از موذیات است . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج )(فرهنگ شعوری ج ١ ورق ٣٧٢) (ناظم الاطباء) : از آرزوی قد چو سروت براستی بر من زمانه تنگ تر از چشم خاول است . ابن یمین (از فرهنگ جهانگیری ). رجوع به خاور شود.
خاول . [ ](اِخ ) نام کوتلی است واقع در ٤٩ هزارگزی شرق خیرآباد حکومت بدخشان، واقع بین خط ٧١ درجه و ٣٠ دقیقه و ٥٦ ثانیه ٔ طول شرقی و ٣٧ درجه ٔ عرض شمالی . (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ٢).