خاوندگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(وَ) (اِمر.) خداوندگار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(وَ) (اِمر.) خداوندگار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاوندگار. [ وَ دِ ] (اِ مرکب ) مخفف خداوندگار است که صاحب و بزرگ باشد. (از برهان قاطع). ◄ حکمران . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ) : این چنین سوزان و گرم آخر مکار مشورت کن با یکی خاوندگار. مولانا (از فرهنگ ضیاء). ◄ لقب پادشاهان روم . (انجمن آرای ناصری (آنندراج ).