واژه جو

خاک خشک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خاک خشک . [ ک ِ خ ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از زمین بی گیاه و سبزه است . (آنندراج ) : دگر بار سر سبز شد خاک خشک بنفشه برآمیخت عنبر بمشک . نظامی (از آنندراج ).

معنی خاک خشک | واژه جو