خاک مرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاک مرده . [ ک ِ م ُ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زمینی که رستنی در آن نباشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ خاک پوک که آب بسیار بخود گیرد : سالکان را صحبت تن پروران سنگ ره است سیل را این خاکهای مرده کاهل میکند. صائب (از آنندراج ). ◄ (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قبر. گور : چشمه ٔ صاف بقا آلوده ٔ گرد فناست بوی خاک مرده می آید ز آب زندگی . میرزا حسن واهب (از آنندراج ).