خاک پیراستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاک پیراستن . [ ت َ ] (مص مرکب ) خاک را تزیین کردن . کنایه از پیرایه و علایق دنیا بر پیکر خاکی خود بستن : خاک پیراستن چه کار بود حامل خاک خاکسار بود گر کسی پرسدت که دانش پاک ز آدمی خیزد آدمی از خاک گو گلاب از گل و گل از خار است نوش در مهره مهره در مار است . نظامی .