واژه جو

خاکسترمال کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خاکسترمال کردن . [ ک ِ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خاکستر به ظرفی مالیدن بجهت پاک کردن آن . به خاکستر آغشته کردن .

معنی خاکسترمال کردن | واژه جو