خاکستری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص نسب.) به رنگ خاکستر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص نسب.) به رنگ خاکستر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خاکستری . [ ک ِ ت َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاریزنو بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در ٥٤ هزارگزی شمال باختری تربت جام و ٢ هزارگزی خاور مالرو عمومی تربت جام به فریمان . ناحیه ای است جلگه ای و گرمسیری دارای ٢٠٨ تن سکنه که مذهبشان شیعه و زبانشان فارسی است . آب آنجا از قنات و محصولاتش غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت و مالداری است و راه مالرو میباشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
خاکستری . [ ک ِ ت َ ] (ص نسبی ) برنگ خاکستر. رنگ سربی . رنگ سنجابی . اَقتَم . (اقرب الموارد). رَمادی ّ. اَشهَب . شهباء. عَوهَق . (تاج العروس ).
مترادف و متضاد واژهدان
بهرنگخاکستر، سربیرنگ، طوسی، خاکستری رنگ، خاکسترگون آلوده به خاکستر، آغشته بهخاکستر