خبرچین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبرچین . [ خ َ ب َ ](نف مرکب ) آنکه کسب خبر کند و خبری را از محلی به محل دیگر برد. ◄ جاسوس . ◄ آنکه از روی پلیدی و بهم انداختن مردمان خبری را از کسی یا محلی بکس دیگر رساند. سخن چین . نمام . فتنه انگیز.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبرچین . [ خ َ ب َ ](نف مرکب ) آنکه کسب خبر کند و خبری را از محلی به محل دیگر برد. ◄ جاسوس . ◄ آنکه از روی پلیدی و بهم انداختن مردمان خبری را از کسی یا محلی بکس دیگر رساند. سخن چین . نمام . فتنه انگیز.