خبرگزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبرگزار. [ خ َ ب َ گ ُ ] (نف مرکب ) آنکه اطلاعات لازم را برای روزنامه ٔ می برد یا می نویسد یا تلگراف می کند. (یادادشت بخط مؤلف ). آنکه برای مؤسسات پخش خبر کسب خبر می کند و آنرا بدست آن مؤسسه می سپارد، مخبر ◄ مُنهی : از من خدایگان همه شرق و غرب را درساعت این خبر بگزار ای خبرگزار. منوچهری . ◄ راوی .