خبزدو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبزدو. [ خ َ ب َ ] (اِ) جانوری است شبیه به جعل و بعضی گویند جعل است که سرگین گردانک باشد و بعضی گویند رتیلا است که خایه گیر باشد و آن جانوری است شبیه بعنکبوت . (برهان قاطع) (آنندراج ) (صحاح الفرس ). خنفساء. (صحاح الفرس ) (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (مهذب الاسماء). خبزدوک . خاله سوسکه . گوگال . رجوع به خبزدوک شود : آن روی و ریش پرگه و پر بلغم و خدو همچون خبزدویی که کنی زیر پای پخچ . لبیبی . چون خبزدو گردی اندر مستراح از بهر خور نحل وار از بهر خوردن رو یکی در بوستان . سنائی .