خبش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خبش . [ خ َ ب َ ] (اِخ ) نام بطنی از اعراب است که از آن بطن اند عبداﷲ خبشی ابن شهر و خالد خبشی ابن نعیم . (از منتهی الارب ).
خبش . [ خ َ ] (ع مص ) جمع کردن . بگیرآوردن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). از این گوشه و آن گوشه جمع کردن . (از متن اللغة) (از معجم الوسیط). جمع کردن و بگیر آوردن اشیا را از اینجا و از آنجا . (از آنندراج ).