ختاخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ختاخان . [ خ َ ] (اِخ ) لقب پادشاه ختا بوده است و او را خان ختا نیز می گفته اند و در این دو بیت فرخی یکی از آن پادشاهان مقصود است : ختاخان را مراد آمد که با تو دوستی گیرد همی خواهد که آید چون قدرخان نزد تو مهمان . فرخی . خوش نخسبند همه از فزعش زآنسوی آب نه قدرخان نه طغان خان نه ختاخان نه تکین . فرخی .