خترب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خترب . [ خ َ رَ ] (اِخ ) یاقوت بنقل از عمرانی آنرا نام موضعی می آورد. محتملاً همان ماده ٔ قبل است .
خترب . [ خ ُ رُ ] (اِخ ) نام موضعی است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج العروس ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خترب . [ خ َ رَ ] (اِخ ) یاقوت بنقل از عمرانی آنرا نام موضعی می آورد. محتملاً همان ماده ٔ قبل است .
خترب . [ خ ُ رُ ] (اِخ ) نام موضعی است . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (تاج العروس ).