ختم شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ختم شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بفرجام رسیدن . به انتها رسیدن . پایان یافتن . تمام گشتن : در این ایام شد ختم سخن بر نامه ٔ صائب مسلم بود گرزین پیش بر سعدی شکرخایی . صائب .
واژگان فارسی سره واژهدان
پایان یافتن، انجام شدن