خثاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خثاره . [خ ُ رَ ] (ع اِ) بقیه ٔ چیزی . (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). بقیة الشی ٔ. ◄ آنچه از قیماق شیر باقی میماند. (از اقرب الموارد) . ◄ شوریدگی دل . ◄ تباهی عقل (آنندراج ). ◄ (مص ) مصدر دیگری است از خثر رجوع به خثر شود.