خجالت زده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ دِ) [ ع - فا. ] (ص مف.) شرمسار، خجل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ دِ) [ ع - فا. ] (ص مف.) شرمسار، خجل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خجالت زده . [ خ َ / خ ِ ل َ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) شرم زده . شرمسار. آنکه خجالت کشیده . آنکه خجالت بر او حادث شده . شرمگین .
مترادف و متضاد واژهدان
خجالتآلود، شرمآلود، شرمسار، شرمنده، شرمزده، شرمگین، خجل، شرمناک، آزرمناک (متضاد: گستاخ، پررو) منفعل، سرافکنده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی