خدج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدج . [ خ َ ] (ع مص ) لرزیدن . ◄ ترسیدن . ◄ تحمل ضرر و آسیب کردن . ◄ سیخک به گردن خر یا بپای گاو زدن . (از دزی ج ١ ص ٣٥٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدج . [ خ َ ] (ع مص ) لرزیدن . ◄ ترسیدن . ◄ تحمل ضرر و آسیب کردن . ◄ سیخک به گردن خر یا بپای گاو زدن . (از دزی ج ١ ص ٣٥٣).