خدرنق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدرنق . [ خ َ دَ ن َ ] (ع اِ) عنکبوت نر. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (مهذب الاسماء). صاحب مهذب الاسماء آنرا با «دال » و «ذال » و «زاء» ضبط کرده است . ج، خَدارِن . ◄ عنکبوت کلان . (ناظم الاطباء) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). ج، خَدارِن . در برهان قاطع آمده است : خدرنق بلغت رومی و بعضی گویند یونانی عنکبوت را گویند و به این معنی بجای نون یای حطی هم بنظر آمده است . رجوع به خدنق شود.