خدمتکاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدمتکاری . [ خ ِم َ ] (حامص مرکب ) عمل خدمتکار. پرستاری . چاکری . نوکری . (ناظم الاطباء). وَصافَه . ایضاف . (منتهی الارب ). بندگی . کنیزی . غلامی : من بنده در مراسم خدمتگاری و لوازم حق گزاری تقصیر و غفلت جایز نداشته ام . (سندبادنامه ص ٢٨٠). روی را بسپیده و غازه نیاز و اخلاص بیارای و پای را بخلخال خدمتکاری آراسته گردان . (کتاب المعارف ). ◄ وزارت . (ناظم الاطباء).