خدیجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خدیجی . [ خ َ ] (ص نسبی ) از منسوبان به خدیج است . رجوع به انساب سمعانی شود.
خدیجی . [ خ َ ] (اِخ ) ابن عمروبن العیربن الحشاف بن خدیج بن واهله بن حارثه بن هندبن حرام موسوم به زمل . ابن کلبی می گوید او بر پیغمبر وارد شد و به پیغمبر نامه نوشت و از برای پیغمبر لوائی بست و با این لواء در صفین با معاویه حاضر شد. (از انساب سمعانی ).
خدیجی . [ خ َ ] (اِخ ) حبیب بن ساق بن عتبه بن عمروبن خدیج از جمله کسانی است که واقعه ٔ بدر و مابعد آنرا دید. اوجد حبیب بن عبدالرحمن است . در بین انصار خَدیج وجود ندارد آنکه یافت میشود خُدَیج است . (از انساب سمعانی ).