خذول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خذول . [ خ َ ](ع ص ) شرمنده . (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (از ناظم الاطباء). ◄ بی بهره . (غیاث اللغات ). ◄ کثیرالخذلان . (یادداشت مؤلف ) : عاد را باد است حمال خذول همچو بره در کف مرد اکول . مثنوی . ◄ ماده آهویی که از آهوان دیگر بازمانده باشد. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ماده اسبی که از درد زه لازم گیرد جای خود را و نگذارد آنرا. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از قاموس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).