خر دجال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ رِ دَ جّ) (اِخ.) خری که دجال کذاب در هنگام ظهور امام زمان (عج) بر آن سوار میشود که از هر موی آن آوایی افسون کننده برمی خیزد. پشکل این خر در نظر مردم خرما جلوه میکند، مردم از پی آن میدوند و جمع میکنند و پس از خوردن درمی یابند که خرما نیست، پشکل است.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ رِ دَ جّ) (اِخ.) خری که دجال کذاب در هنگام ظهور امام زمان (عج) بر آن سوار میشود که از هر موی آن آوایی افسون کننده برمی خیزد. پشکل این خر در نظر مردم خرما جلوه میکند، مردم از پی آن میدوند و جمع میکنند و پس از خوردن درمی یابند که خرما نیست، پشکل است.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خر دجال . [ خ َ رِ دَج ْ جا ] (اِخ ) خر متعلق به دجال . معروفست چون دجال ظهور کند خری که او بر آن سوار است خواص عجیبی دارد که از آنجمله است پشکل آن، چه مردمان ابتداء آن پشکل را نقل و نبات می انگارند ولی چون آنرا بکار می برند می فهمند آن پشکل است و دیگر آنکه به هر موی آن طبل آویخته است، بودن این خر باعث میشود که ازدحام و هنگامه ٔ عجیبی در عقب آن خر و دجال راه افتد : به اره مرخر دجال را میان ببرم که خرسوار بیندازد از نهیب عصا. سوزنی . ♦ خر دجال ظهور کردن ؛ کنایه از ازدحام وجنجال عظیم بودنست . (یادداشت بخط مؤلف ).