خرابه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانویرانی، ویرانه، کندمهمترادفها و واژههای مرتبطبیغوله، مخروبه، ویرانها، ویرانه ≠ معمور، آبادآثار، نشانهواژه قبلی: خراباتواژه بعدی: خرابکار