خراب
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
مخروب، منهدم، ناآباد، ویرانه، ویران (متضاد: آباد) نابسامان، اوراق، اسقاط (متضاد: سالم) خرست، طافح، لایعقل، مست (متضاد: هشیار) تباه، ضایع، فاسد، معیوب بایر، لمیزرع (متضاد: سالم) آوار (متضاد: آباد) بدکاره، جنده، فاحشه، (متضاد: نجیب) بدنام، بیآبرو، رسوا