خراج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ) [ ع. ] (اِ.) دمل، دانه و جوشی که روی پوست بدن پیدا شود.(خَ) (اِ.) مالیات، مالیات ارضی، باج.مترادفها و واژههای مرتبطباج، جزیه، عوارض، مالیاتواژه قبلی: خرابهواژه بعدی: خراج برگرفتن