خراسانلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خراسانلو. [ خ ُ ل ُ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش ابهررود شهرستان زنجان . واقع در ٢٥هزارگزی شمال باختری ابهر و شش هزارگزی شوسه ٔ قزوین - زنجان . این ناحیه در دامنه ٔ کوه واقع و سردسیر و دارای ٥٥١ تن سکنه ٔ ترک و فارسی زبانست . آب آن از زه آب رود و محصولاتش : غلات، انگور و زردآلو است . اهالی بکشاورزی، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی گذران می کنند. راه آنجا مالرو و از قهوه خانه ٔ صائین قلعه واقع در سر راه شوسه ٔ قزوین - زنجان می توان اتومبیل به آنجا برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).
خراسانلو. [ خ ُ ل ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراسکند شهرستان تبریز. واقع در ١٦هزارگزی جنوب سراسکند در مسیر راه آهن میانه مراغه . این دهکده، کوهستانی و معتدل و دارای ٥٦٧ تن سکنه می باشد که ترک زبانند. آب آن از چشمه و محصولاتش : غلات و حبوباتست . اهالی بکشاورزی و گله داری گذران می کنند و راه آن مالرو است . دارای بیمارستان و راه آهن می باشد و در نزدیک آبادی قلعه خرابه ای است بنام ذوهنگ یا ضحاک . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).