خرامان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ) (ص فا.) رونده با ناز و تکبر و تبختر.مترادفها و واژههای مرتبطچمان، خرامنده، شتابان، عشوهکنان، نازروانواژه قبلی: خرامواژه بعدی: خرامنده