خرامیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ دَ) (مص ل.) راه رفتن از روی ناز.مترادفها و واژههای مرتبطباناز(یاتکبر)راهرفتن، چمیدن، راهرفتن، شتافتن، موقرانه قدمزدنواژه قبلی: خرامندهواژه بعدی: خرامیده