خربنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ بَ دِ) (اِ.)۱ - نگاهبان خر، خرکچی. ۲- کسی که خر را کرایه دهد.مترادفها و واژههای مرتبطچاروادار، خربان، الاغی، خرکچی، الاغدار، قاطرچیمهترالاغمکاریواژه قبلی: خربلهواژه بعدی: خربندگی