خرج کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صرف کردن، هزینه کردن، مایه گذاشتن، سلفیدن، پول بالای چیزی دادن، پول بیزبان خرج کردن، خوردن، خریدن، پرداخت کردن، تلف کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
صرف کردن، هزینه کردن، مایه گذاشتن، سلفیدن، پول بالای چیزی دادن، پول بیزبان خرج کردن، خوردن، خریدن، پرداخت کردن، تلف کردن