خرحمالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ. حَ) (حامص.) (عا.) زحمت مفت، عمل بی اجر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ. حَ) (حامص.) (عا.) زحمت مفت، عمل بی اجر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرحمالی . [ خ َ ح َم ْ ما ] (حامص مرکب ) عملی که از کار سخت و رنج آور انجام دادن حاصل میشود.
مترادف و متضاد واژهدان
بیگاری، کاربیمزد خرکاری زحمت بیهوده ومفت، تلاش بیپاداش، زحمت بیاجر، کارپرمشقت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی