خرحمالی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خَ. حَ) (حامص.) (عا.) زحمت مفت، عمل بی اجر.مترادفها و واژههای مرتبطبیگاری، کاربیمزدخرکاریزحمت بیهوده ومفت، تلاش بیپاداش، زحمت بیاجر، کارپرمشقتواژه قبلی: خرجینواژه بعدی: خرخاش