خرخره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خِ خِ رِ) (اِ.) (عا.) گلو، حنجره. ؛تا ~ زیر قرض بودن کنایه از: بسیار مقروض بودن.مترادفها و واژههای مرتبطحلق، حلقوم، گلوواژه قبلی: خرخرواژه بعدی: خرخشه