خرد کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ. کَ دَ) (مص م.) ۱- از هم پاشیدن، ریزریز کردن. ۲- کشتن، نابود کردن.مترادفها و واژههای مرتبطریزریز کردن، شکستن، له کردندرهمشکستن، نابود کردنتبدیل کردنواژه قبلی: خردواژه بعدی: خرداد