خردخمیر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومخردخمیر. [ خ ُ خ َ ] (ص مرکب ) ریزه ریزه . خردخاکشی . نرم شده . له شده .واژه قبلی: خردخریواژه بعدی: خردخمیر کردن