خرددست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرددست . [ خ ُرْدْ، دَ ] (اِ مرکب ) مچ و شخص کیسه بر. (ناظم الاطباء). ◄ بند دست . پیوند دست . (آنندراج ). ◄ نوعی از بازی کودکان که دستها در هم می کنند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ◄ (ص مرکب ) خرد دندان ؛ دست کوتاه . کوچک دست . (یادداشت بخط مؤلف ).