خردزد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردزد. [ خ َ دُ ] (نف مرکب ) آنکه خر دیگران را دزدد. فحش گونه ای است که در وقت اهانت بکسی آنرا بکار برند : ای دیو ابوالمظفر خردزد اغنوی یک شب به نخشب اندر بی فتنه نغنوی . سوزنی . اولاً لشکر آل مرتضی که باشند شیرمردان فیلسان باشند و... نه مستی ... اموی طبع، مروانی رنگ ... چون قماربازان در کند و... خردزدان در شهرستان . (کتاب النقض ص ٤٧٥).