خردسالی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردسالی . [ خ ُ ] (حامص مرکب ) صِغَرسن . (یادداشت بخط مؤلف ). حالت خردسال : نام و نسبت بخردسالیست نسل از شجر بزرگ حالیست . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خردسالی . [ خ ُ ] (حامص مرکب ) صِغَرسن . (یادداشت بخط مؤلف ). حالت خردسال : نام و نسبت بخردسالیست نسل از شجر بزرگ حالیست . نظامی .