خردسال/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ) (ص مر.) کم سال، اندک سال، کودک. ج. خردسالان.مترادفها و واژههای مرتبطاندکسال، بچه، بچهسال، صغیر، طفل، کمسال، کمسن، کوچککودک، نابالغ، نارسیده، نوباوه ≠ کهنسالواژه قبلی: خردادگانواژه بعدی: خردل