خرده بینی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (حامص.) ۱- هوشمندی، فراست. ۲- ایرادگیری.مترادفها و واژههای مرتبطایرادگیری، عیبجویی، خردهدانی، موشکافی، تیزبینی، خردهپژوهی، تیزفهمی، دقت، کنجکاوی، نقادیکوتهبینی، کوتهنظری ≠ کلاننگرنکتهسنجی، نکتهبینی، نکتهدانیواژه قبلی: خرده بورژواواژه بعدی: خرده حساب