خرده دانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خرده دانی . [ خ ُ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) هوشمندی . فرزانگی . زیرکی . ◄ نکته بینی : پس پیران محترم بیایند و گویند ای ملکزاده اگر بشفاعت و زاری و دانش و خرده دانی ما دفع این حال بود و توانستمی کردن، بکردیمی . (تذکرةالاولیاء عطار). ◄ عیبجویی . (یادداشت بخط مؤلف ).